مرکز دانلود نوحه و مداحی و کلیپ و ....

عشاق جهان در طلب دیدن یارند... ما در دو جهان عاشق دیدار حسینیم ...ما تکیه به دیوار و در کس ننمودیم ..... عمریست که بر سایه دیوار حسینیم

مرکز دانلود نوحه و مداحی و کلیپ و ....

عشاق جهان در طلب دیدن یارند... ما در دو جهان عاشق دیدار حسینیم ...ما تکیه به دیوار و در کس ننمودیم ..... عمریست که بر سایه دیوار حسینیم

زندگینامه شاعران اهلبیت علیه السلام

استان آذربایجانشرقی : (7)

زندگینامه مرحوم حاج عبدالرحیم شباهنگ متخلص به هندی از شعرای مرثیه سرای تبریز
از جمله شاعران ترکی زبان قرن اخیر که حقا از مفاخر ادبی آذربایجان بوده و دارای
ذوق قوی و قریحه سرشار و اطلاعات کافی بود یکی هم مرحوم آقای عبدالرحیم شباهنگ
متخلص به هندی است که به علت اجتناب از خود نمائی که مبادا خدمات ارزنده اش در
آستان حضرت ابی عبدالله بی شائبه نگردد در حال حیات اجازهء چاپ آثارش را نمیداد و
 و هر وقت پیشنهاد چاپ اشعارشان میشد میگفتند من قربه الی الله و بنام خدمتبه هدف
مظلوم کربلا شعری نوشته ام ٫ بدست هر کس میرسد میخواند و احتیاجی به چاپ آنها
نمی بینم. مرحوم هندی در تبریز دیده به جهان گشوده و در اواسط عمر مدتی در استانبول
با اشتغال تجارت اقامت گزیده و سپس در تهران رحل اقامت افکنده و ساکن آندیار شده اند
و تقریبا هر سال برای صله ارحام و دیدار دوستان سفری به تبریز میکرده و در اجتماع ادب
دوستان تبریز شرکت کرده و بر صفای آنها می افزودند تا بالاخره در سال ۱۳۸۷ هجری قمری
بعد از ۱۰۰ تا ۱۰۲ سال عمر پر برکت سر به خاک تیره کشیده و دار فانی را وداع گفتند.
خداوند غریق رحمتشان کند.   
منبع:دیوان هندی

زندگینامه شاعران اهلبیت علیه السلام

استان آذربایجانشرقی : (6 )

بی شک یکی از تابناک ترین ستارگان سپهر مدیحت و مرثیه آذری در نضج و پرورش شعر عاشورائی ترکی مرحوم عبدالعظیم امیرذهنی است . او خلف شاعر توانمند این عرصه مرحوم اصغر ذهنی است که در کتاب دانشمندان آذربایجان شرح حالش رفته و او را می توان بدون اغراق از ستون های قائمه ی خیمه ی شعر رثایی دانست .

مرحوم ذهنی زاده به تقویم خورشیدی در سال 1274 در شهر تبریز محلّه ی قدیمی چوستدوزان متولّد شد که پدرش او را عبدالعظیم نام نهاد . شاعر در دامان پر مهر و ادبی پدر بزرگوارش رشد و نمو می کند و به اعتبار استعداد و قریحه ی ذاتیش و روح لطیف و ولائیش و تابش انوار قدسی بر قلبش قدم در عرصه ی ادبیّات شعر رثایی می گذارد و چنان در این طیّ طریق توفیق دارد که مراحل طلب ، معرفت ، استغنا ، توحید ، حیرت و فقر را پیموده و به پیشگاه سیمرغ مشرّف می شود و در محضرش فنا فی الله است و سعادت دنیا و قیض عقبی نصیبش می شود .

خلوص نیّتیله چنگ ویر بو دامانه      آپار سعادت دنیا و فیض عقبانی

پختگی کلام و ترسیم تابلوهای هنری زیبا و گویا از واقعه ی کربلا و تجسّم هنرمندانه ی تاریخ عاشورا و خلق شاهکارهای ماندگار ادبی در آئینه ی خیال پردازی و نقش آفرینی بر بال اندیشه بگونه ای دقیق که خللی بر اصلیّت موضوع و تاریخ راستین قیام حضرت سیّدالشّهدا وارد نکند و این خیال پردازی دست خوش تعریف و انحراف و اغراق نگردد ، از مشخصه های بارز شعر مرحوم ذهنی زاده است ، تا جائیکه تحسین هر اهل ذوق و هنری را در این وادی برانگیخته است و کمتر خیال پردازی توانسته به این قلّه ی رفیع صعود کرده و آن را فتح نماید از این روست تاثیری بس شگرف و ماندگار بر دل هر اهل دل و شنونده ای می گذارد . بدین جهت او در خلق وقایع منظوم تاریخ کربلا از استادان مسلّم شمرده می شود . سخن او استوار و متین و مقرون به موازین فصاحت و بلاغت و در عین حال پر معنی و پر از مضمون های دقیق و فکرهای باریک و خیال های لطیف می باشد (تخلّص) :

ذهنی یارادیر نوحه ده هنگامه ی اخلاص     امّیدیله آلمیش الینه خامه ی اخلاص

یازمیش نه گوزل طرز بیله نامه ی اخلاص     هر کلمه سی مین راز دلیمدن خبر ایلر

اعماق دل اهل دله چوخ اثر ایلر

مرحوم ذهنی زاده مخصوصا در تمثیل و خیال پردازی شاعرانه ید بیضا می نماید و کمتر شعر اوست که از صنایع ادبی نظیر : کنایه ، مراعات النّظیر ، ایهام ، لفّ و نشر ، جناس ، تلمیح ، مطابقه ، حسن طلب ، تنسیق الصفات و سایر صنایع ادبی بی بهره باشد. برای تنویر مطلب و روشن شدن سخن و ذکر مصادیق عینی برای مطالب آمده به چند نمونه اشاره می شود:

اینها تنها چند نمونه کوچک بکار برده شده در اشعار سراسر مملوّ از صنایع بدیع ادبی مرحوم ذهنی زاده است که ذکر گردید . او در میان هم عصران خود وسواس عجیب و دقیق نسبت به این صنایع و عروض و قافیه ی اشعارش داشته و بدین جهت برخی دل سروده هایش را چندین بار ویرایش نموده و از روی مناعت طبع و بزرگواری خود که داشت نسخ مختلف آن را در دست پیش کسوتان و بزرگان قرار داده که هم خوانی ندارد و آن ها را چندین بار بازبینی نموده است .

 نگارنده بر این باور است ، سبک ویژه و خاصّ ذهنی زاده و نوآوری و ترسیم وقایع تاریخ کربلا در تابلور خیال و اندیشه ی وی بگونه ای منحصر بفرد و استثنایی است که کسی را یارای همراهی و همپایی با او نیست و کمیت طبع بیشتر شاعران ذی سبک و صاحب قلم و صاحب نامی در این عرصه لنگ است و فضا بر آنها تنگ .

او در دوره ای طبع آزمایی می کند که عرصه ی جولانگاه شاعران قدر قدرت و قوی شوکتی چون مرحومین حسینی (سعدی زمان) ، هندی (شباهنگ)، شانی ، عاصی ، طوری ، صحّاف ، صابر، زایر ، ذوقی ، نجمی ، حافظی و ... است که هر یک به تنهایی استادی مسلّم و شاعری چیره دست و تواناست و در صف شعرای عاشورایی جزو نادران دورانند و نوابغ زمان ، ولی مرحوم ذهنی زاده در این میان به پشتوانه ی سحر قلمش و سرّ سخنش و ثبات قدمش یکّه تاز میدان بلیغ و وسیع سخن است و نوک قلمش در ریز است و مشک بیز و رایحه ی شعرش چنان در وادی ادب پیچیده که مشام هر جویای شمیمی را می نوازد .

چنان رابطه ی مستحکم و استوار مابین شاعر و اهلبیت (ع) برقرار است که در عسر و یسر ، هرج و فرج هرگز رهایش نمی کنند و این رابطه را نمی گسلند تا آنجا ذکه شاعر را به یقین می رسانند که مورد توجه خاصّ آنهاست و همیشه وی را زیر سایه ی الطاف خود به آرامش می رسانند .

پایه ی تعبّد و ایمان و شب زنده داری و عبودیّت شاعر به اندازه ای بودکه از پدربزرگ رضاعی نگارنده – مرحوم حاج میرعبدالحمید زعفرانچیلر – که سالیان دراز در همسایگی مرحوم ذهنی زاده زندگی می کرد چنین نقل است که :

«پنجره ای کوچک مشرف بخانه ی ما بودکه اتاق شخصی مرحوم ذهنی زاده بود که تا طلوع فجر شب زنده دار بود و صدای عبادت و مناجات وی شنیده می شد و در محراب عبادت با جانان خویش راز و نیازی موثّر و سوزناک داشت»

زندگینامه شاعران اهلبیت علیه السلام


استان آذربایجانشرقی : (5)

زندگینامه شاعر اهل بیت : مرحوم محمد حسین جنتی مقام متخلص به صحاف تبریزی
مرحوم  صحاف  در  سال 1290 شمسی در شهر تبریز  بدنیا   آمد  دوران  کودکی  را   در
مکتبخانه های   معروف    تبریز  به  آموختن  ادبیات  کلاسیک پرداخت در محضر  حضرات
آیات عظام:شهیدی و خطیبی و استادانی همچون:  اسماعیل  امیرخیزی حسن امید و
صفوت .
در سن 14سالگی به سرودن شعر  پرداخت  به طوری  که  در  اندک  زمانی  استعداد وی
مورد اعجاب عموم قرارگرفت. علاقه زیادی که وی به  اهل بیت و  امام  حسین (ع)داشت
موجب شد  واقعه   جانسوز   کربلا  را   به  اشعار  کشید  و اولین  کتاب  خود  را   با  نام:
کوکب المصائب به همت مرحوم نوبهار انتشار  داد که  بی   اندازه  مورد  توجه  و استقبال
عموم قرار گرفت.  سپس به نشر کتبی  مانند :   گلشن شهداء  و دهه عاشورا و رهروان  
حقیقت با مقدمه مرحوم استاد شهریار پرداخت  و در اندک  زمانی این کتابها نیز نایاب شد.
مرحوم  صحاف  عمر پربرکت  خود را  در راه  ترویج   اسلام  و  اهل  بیت  سپری نمود و در
سال 1362 شمسی به سرای جاوید  شتافت.
پیکر مطهر وی با شکوه و جلال از سوی مردم تبریز   تشییع  و در قبرستان ستارخان منطقه
سرخاب تبریز به خاک سپرده شد. برادرانش مرحوم آقای حاج حسن قمری بنیانگذار کتابخانه    
فردوسی و جناب سرهنگ دکتر بزمی جراح نامدار  آذربایجان  بوده  و  تنها  فرزند ذ کور ایشان
آقای  احد صحاف یادگار وی  می باشد.
نویسنده:رحیم سهرابی

منبع اصلی: کتاب گلشن شهداء –انتشارات فخر آذر تبریز –چاپ دوم سال 1388 ه.ش

زندگینامه شاعران اهلبیت علیه السلام

استان آذربایجانشرقی : (4)

زندگینامه شاعر اهل بیت: مرحوم حسین شانی اهل تبریز:
وی عاشق معشوق بزرگوار خود یعنی امام حسین (ع)بودو عقیده اش این بود "مگر عاشق جانان عاشق دنیا هم
میشود".
مرحوم استاد  شانی گر چه از آغاز کودکی تا پایان زندگی همواره با تنگدستی و سختی معیشت روبرو بود و هیچ
گاه روی خوشی و آسایش را ندید اما انسان وارسته ای بود که ساده زیست و عاشق مرد.
هیچ کس اورا آن طور که باید  بشناسد  نشناخت و  یا با  شناخت  ساده ای از او گذشت. این بی مهری ها و
بی توجهی ها ی مردم او را وادار به ترک شهر و دیار خود(تبریز)  نمود و رحل اقامت در دیار عاشقان یعنی مشهدالرضا
 بیافکند و در همانجا به استخدام یکی از کارخانجات قند آن شهر در آمد.
چون کار ایشان یکی از کارهای سخت و زیان آور بود سخت مریض میشود که اکثرا  در تخلص اشعار خود
بارها شفای خود را از مراد خویش خواسته بود.

آ ن استاد گرانمایه حدود 35 یا 40 سال  در دوران زندگانیش واقعا انسان زیست و بالاخره در تاریخ 29 ذ یقعده الحرام
 1369هجری قمری برابر با 1326 شمسی عاشقانه داعی حق را لبیک گفته به لقای معشوقش شتافت
او همچنین آرزو داشت که شاهد چاپ و نشر آثار ارزشمند خود باشد.  ولی  افسوس  این امر مهم  به  علت
تهیدستی ممکن نشد.از این رو نوشته های آن استاد فرزانه فقید دست به دست شده و هر کسی هم نسخه از
شعر اورا داشت یا  پیش خود نگه می داشت و یا دوست نداشت به کسی دیگر یا مداح دیگری عرضه نماید
تا در مجالس یا محافل عزاداری امام حسین (ع) مورد استفاده قرار گیرد.
لذا توفیق الهی نصیب اینجانب (سید علی اکبر صدرالدینی )مدیر انتشارات  منشور تبریز  شد تا با استعانت از درگاه خداوند
اثر ارزشمند آن شاعر شهیرمرحوم حسین شانی را مجددا پس از دو بار چاپ به وسیله ناشران قبلی که پر از اغلاط املایی بود به صورت
آبرومندانه ای با زحمات زیاد پس از تصحیح و همچنین با
ملحقات تعدادی از اشعار پراکنده آن مرحوم به چاپ رسانده و در دسترس عموم علاقه مندان و مداحان بزرگوار حضرت ابا عبدالله قراردهم
تا شاید در دنیای آخرت توشه ای باشد.
نویسنده : رحیم سهرابی از تبریز

منبع اصلی : کتاب : کلیات دیوان مرحوم استاد فرزانه حسین شانی جلد اول و دوم –انتشارات منشور تبریزسال 1386

زندگینامه شاعران اهلبیت علیه السلام

استان آذربایجانشرقی :(3)


زندگینامه  مرحوم میر عبدالحسین خازن تبریزی :

به قلم حاج محمد حسن یزدانی از ریش سفیدان هیئت عجم محله خیابان

مرحوم میر عبدالحسین خازن خیابانی شاعر عاشورائی در سال ۱۲۹۰ قمری  و
مصادف با 1250 شمسی
در شهر تبریز و محله خیابان چشم به جهان گشود.   قسمتی از محله خیابان
در زمان قاجار باغ سرسبز خانوادگی آنها بوده که بعدا به قطعات مسکونی تقسیم
شده است. مرحوم پدرم نقل می کرد مرحوم خازن با مرحوم کریم صافی دوست و
دمساز بوده اند و مرحوم صافی باسواد بوده ولی خازن از سواد بی بهره بود. همچنین
خازن اهل مرثیه و نوحه نبود ولی صدای صافی داشت و خوشگذران و اهل ذوق بود و
هر سال که بهار می آمد تا فصل پاییز اکثرا با مرحوم صافی در آن باغ جمع بودند و
باصدای دلنشینشان آواز میخواندند. مرحوم حاج اسماعیل بانی شرکا از ریش سفیدان
هیئت نقل میکرد در دوران سلطنت مظفر الدین شاه با دوستان هیئتی به عتبات عالیات
مشرف شدیم . یک شب نشسته بودیم که یکی از دوستان خبر آورد میر عبدالحسین خازن
را در کنار فرات دیدم. گفتیم عوضی دیده ای او کجا کربلا کجا؟!گفت خودش بود باور نمی کنید
 بیایید برویم از نزدیک ببینیم. ۲۷ نفر پاشدیم رفتیم کنار فرات دیدیم بله خودش است.
 تازه نوحه هم می گوید و کریه میکند. به نزدیکش رفتیم و گفتیم آقا شنیدیم در مصیبت جدت
شعر میگوئی خواهشمندیم به فرات نوحه ای بگو. گفت:من لیاقت آنرا ندارم که در مصیبت
عاشورا شعر بگویم ولی در دلم بعضا زمزمه میکنم. شما اگر با چشم کربلائی به فرات نگاه کنید
از اینجا تا به قیامت خون جاری است. این هارا گفت و شروع کرد آن شعر جاودانه را گفتند
:آخدون عالمده ندن کوه و بیابانه فرات   اولمادون قسمت حسینه دونسن قانه فرات.  
آنروز در کنار فرات عاشورائی به پا شد و ما دیدیم ای بابا این میر عبدالحسین آن میر عبدالحسین
نیست و خیلی عوض شده.آن مرحوم پس از باز گشت به تبریز در هیئت عجم خیابان مشغول به
 شاعری شد وبیش از ۹۰ درصد بحر های سینه زنی این هیئت سروده آن مرحوم است. ایشان
در سال ۱۳۰۴ شمسی از دنیا رفت و در گورستان قاسم خان (محل فعلی دبیرستان طالقانی )به خاک سپرده شد.